Product Description
در این ماجراجویی بامزه و کمی ترسناک، جرونیمو استیلتن—روزنامهنگار موشوار اهل جزیرهی موشها—وسط یک جنگل تاریک و مهآلود گیر میافتد. وقتی ماشینش خراب میشود، بهناچار به دنبال پناه میگردد و به قلعهای قدیمی و متروکه میرسد که به نظر تسخیرشده میآید. او و همراهانش متوجه میشوند که این ساختمان خالی نیست؛ بلکه پر از صداها و حرکات مرموز است که همه فکر میکنند ارواح هستند.
جرونیمو و دوستانش شجاعت به خرج میدهند، به جستوجو در قلعه میپردازند و در نهایت راز «اشباح» را کشف میکنند — که در واقع گربههایی بازیگوش و شیطنتآمیز بودند که میخواستند بازدیدکنندگان را بترسانند.
توی یک جنگل تاریک و ترسناک گم شده بودم. موش ترسویی مثل من و همچین جایی؟! مو به تنم سیخ شده بود! این شد که به قلعهای قدیمی نزدیک جنگل پناه بردم. اولش خیال کردم خالی است، ولی بعد فهمیدم
تسخیر شده و پُر از گربه است! بگذارید داستان را کامل برایتان بگویم. از آن ماجراهایی است که حسابی قِلقِلکتان میدهد باقیاش را بدانید